تبلیغات

موضوعات
تبلیغات

ساعت زنانه الیزابت

جا لیوانی میز کار

قلم و لاک طراحی ناخن هات دیزاین

آمار سایت
محصولات سایت

 

از شما بازدید کننده گرامی دعوت میشود اشعار زیبای خود را در قسمت نظرات ثبت کنید

 

بدون اینکه شناخته شوید شعر بنویسید

در این سامانه نیازی به وارد کردن نام و آیدی و سایر اطلاعات نیست و شناخته نخواهید شد

 

 

برچسب ها :

دسته : | تاريخ : دی ۲۴ام, ۱۳۹۱ | نوشته : Admin | تعداد بازديد :
محصولات سایت

زهرا گفته :

بی خبر از حال خود خفتن چه سود؟
بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید،
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟
زنده را در زندگی قدرش بدان،
ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود؟
گر نکردی یلد من تا زنده ام،
سنگ مرمر روی قبرم وانهادن ها چه سود؟

آواره مرگ گفته :

باز هم بی کسی رو چاره کردیم

بهاره گفته :

مارگوت بیکل :
از بخت یاری ماست شاید
که ؟آنچه می خواهیم
یا به دست نمی آید
یا از دست می گریزد .

سلنا گفته :

زمین کتابی ست وهر یک از ما کلمه ای هستیم که در کنار هم داستان زندگیمان را میسازیم

رویا گفته :

درسایه ی دلشکستگی پیرشدم/غم خوردم وباغمت نمک گیرشدم/تاامدم اشنای قلبت باشم/گفتی که ازغریبه هاسیرشد

ناشناس گفته :

بهار با همه ی زیبایی هایش روزی پاییز میشود…

رویا گفته :

هیچ چتری بالای سرم نیست همه ی دستها گویی تنهایم گذاشتند و من بی اختیار بغصم ترکید

هادی گفته :

پــر از تـنـهـایــیــم امـا
منو هیشکی نمیفهمه
دلم واسه کسی تنگه
که مثل سنگ بی رحمه
همش پیش خودم میگم
شاید تنها کسم باشه
شاید حالا که دلتنگم
اونم دلواپسم باشه
پــر از تـنـهـایــیــم امـا
بذارید تو خودم باشم
با این حالی که من دارم
همون بهتر که تنها شم

پرنیان گفته :

چه شد افتادم از چشمت منم فانوس شب هایت غرورت خنده ات خشمت اسیرم خسته ام سیرم مرا دریاب که میمیرم

ندا گفته :

‘گفتی رفتی
شاید شکست دل
اما صدایش نشنیدی
شاید با رفتنت زخمی بر دل زدی
اما نتی ساختی برای روزها و شبهای تنهایی همراه اشک
گوشه ای از این خلوت برای تو بود، آن را سوزاندی
بدا به حال روزگار که تقصیر تو نبود…
مقصیر روزگار بود و بس…

سارا گفته :

شاید شکست دل
اما صدایش نشنیدی
شاید با رفتنت زخمی بر دل زدی
اما نتی ساختی برای روزها و شبهای تنهایی همراه اشک
گوشه ای از این خلوت برای تو بود، آن را سوزاندی
بدا به حال روزگار که تقصیر تو نبود…
مقصیر روزگار بود و بس…ذ

سارا کیانی گفته :

خیلی خوب بهتر از این نمیشه.من عاشق این سایت هستم

رقیه گفته :

شب در چشمان من است
به سیاهی چشمهایم نگاه کن
روز در چشمان من است
به سفیدی چشمهایم نگاه کن
شب و روز در چشم های من است
به چشمهایم نگاه کن
پلک اگر فرو بندم
جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت
حسین پناهی

Ahora parsa گفته :

اسپند خود را به امید سیزده بدری دود میکنم
زندگی خود را به عشق سال دگری فرسود میکنم
باز در خواب به هنگام دیدارت اشک شوق میریزم
از خواب که میپرم احساس کمبود میکنم
همه عالم خیره اند به نگاه تو
من هم فکری به حال این چشمان حسود میکنم
باز گیسوانت را در باد رها میکنی
بویی میکشم و حس بوی اود میکنم

ارسال نظر


جستجو
تبلیغات متنی شما
(  سئو  و  بهينه سازی سايت  :  دوستانه  )